تبليغاتX
ترک هوس
گوش شیطون کر می خوام از امروز نوشتن کتاب مستطاب ترک هوس رو شروع کنم!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در یکشنبه 17 آبان1388 و ساعت 5:44 قبل از ظهر |
جاتون خالی مدتیه وقت سر خاروندن نمونده! کار و کار و کار!

خلاصه آدم شدن هم هزینه داره!

مثلا همین دیروز ماموریت مرزی رفتم! لب مرز! طوفانی هم شده بود دیدنی!

خلاصه ببخشید اگه اومدید و ما نبودیم!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در یکشنبه 17 آبان1388 و ساعت 5:33 قبل از ظهر |

آمده سرور عشقم ولی الله جهان

چشم من باد پذیرای قدمهاش به جان!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در جمعه 8 آبان1388 و ساعت 5:23 قبل از ظهر |

این روزها سرم خیلی شلوغه! دور جدیدی از درگیری رو شروع کردم. ولی این بار با زندگی سالم درگیرم نه با مشکلات سابق!!! و این یعنی پیشرفت!

این روز ها تا آخر ساعت اداری که در اداره ام! اونجا هم یک دقیقه وقت خالی ندارم.

اگر هم وقت خالی پیدا کنم درس می خونم یا ترجمه هام رو انجام می دهم. خلاصه دقیقه ای خالی نمی گذارم.

عصر هم که رفتم خونه بعد از استراحتی کوتاه باز باید بقیه ترجمه هام رو کامل کنم و خلاصه تا شب کار کنم.

کم کم داره نق نق زنم هم شروع میشه. البته خیلی درکم می کنه ولی خوب به این سادگی نیست که!

ولی این وضعیت کار و مشکلاتی که دارم حسابی داره منو می سازه و خیلی روحیه قوی تری بهم داده.

مثلا اخیرا یک بعد از ظهر تصمیم گرفتم که دیگه بازی کامپیوتری برای من ضرر داره و باید ترکش کنم.

همون شب هم همه بازی هام رو از ریز و درشت پاک کردم رفت پی کارش!!!

الان هم خیلی از کاری که کردم خوشحالم! هم وقت بیشتری برای کارهای مفیدم دارم.

خواستم بگم من هیچوقت فکر نمی کردم روزی بتونم بازی کامپیوتری رو کنار بگذارم.

ولی گذاشتم! شما هم می تونید اگه بخواید و مثل من صبور باشید.

بالاخره روزی می رسه که شما هم تصمیماتی بگیرید که هیچوقت فکرش رو هم نمی کردید!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 8:16 قبل از ظهر |
البته بریدن مثل شیر نه! مثل قیچی!

انگار روبان افتتاح زندگی جدیدتو می بری!

انگار داری وارد فاز جدیدی میشی. می خواهی تجربیات جدیدی رو لمس کنی.

باید از جایی از گذشته برید و به آینده ای افتخار آمیز پیوست.

آدمها اینطوری پیشرفت می کنند!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در دوشنبه 4 آبان1388 و ساعت 8:0 قبل از ظهر |
ولی دارم خانه می سازم!

البته هنوز مقدماتشه! نه که فکر کنید دارم آجر میندازم بالا یا ملات درست میکنم!!!

به اونجاش هم خواهیم رسید!!!

اما از برکات زندگی مشترک خلاصه جور شده و تا سال دیگه خونه دار می شویم!!!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در یکشنبه 3 آبان1388 و ساعت 10:32 قبل از ظهر |

این مطلب از این آدرس اخذ شده است:

http://kaman1.blogfa.com/post-415.aspx

به نظر من از پست هایی که من در این زمینه نوشتم بهتر است! :



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرد صبور در شنبه 2 آبان1388 و ساعت 9:0 قبل از ظهر |

اخیرا شنیدم که یکی از نشانه های آخر الزمان اینه که خر دجال وقتی پشگل می اندازه مردم تصور می کنند خرماست و همه بر می دارند! و بعد از خوردن می فهمند چی بوده!

این نکته گویی تلنگری بود بر من که بیشتر دقت کنم!

آخه من تصورم از خر دجال رسانه های مختلفه و فکر می کنم این پشگل خرما نما! همون مسائل غیراخلاقیه که تقریبا کسی باقی نمونده که بتونه ادعا کنه ندیده و نشنیده!

و ما در آخر قضیه می فهمیم که چه گندی بوده!!!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در پنجشنبه 30 مهر1388 و ساعت 5:40 قبل از ظهر |

انسان اگر اراده کند بسرعت به سمت موفقیت سر می خورد!

باور کنید! من که خوردم!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در سه شنبه 28 مهر1388 و ساعت 2:20 بعد از ظهر |
اخیرا که عکس اضافه کردم خوانندگان خیلی تشکر می کنند.

ولی گاهی چیزهایی نوشته میشه که ... چطوری عکسشونو بذارم خوب؟

این عکس یابی هم مصیبتی شده واسه این وبلاگ!

+ نوشته شده توسط مرد صبور در سه شنبه 28 مهر1388 و ساعت 2:18 بعد از ظهر |